-: بیا روی صورتش یه لبخند گـــــــــنده بکشیم.
-: ولی این مجسمه که لباش آویزونه.
-: منم نمی‌تونم لبا مو تکون بدم، ولی ببین دارم باهات حرف می‌زنم.
مجسمه‌ساز نگاهی به صورت دوستی انداخت که دو هفته پیش با او آشنا شده بود.
-:راست می‌گی بیا یه لبخنذ بزرگ قرمز بزرگ بکشیم.