دور رویاهایم نخی پیچیدم و در دریا انداختم شان. نمیخواستم کسی پیدایشان کند. رویاهای کودکانهای که تنها در سرزمین پریان میتوانستی برای خود بخوانیشان اما اینجا جهنم است و من با اشکهایم دریایی ساختم تا بتوانم رویاهایم را در آن غرق کنم. البته کار شاقی نبود. باید تمام شبانه روز گریه میکردم.
- نِـرو
- پنجشنبه ۳۱ شهریور ۰۱